اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

335

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

( حمس و حله ) عرب در كيشهاى خويش دو صنف بودند : حمس و حله حمس همه طوايف قريش بودند ، و حله [ 1 ] خزاعيان ، چه در مكه فرود آمده و با قريش همسايگى داشتند . اينان ( يعنى حمس ) در كار دين بر خود سخت مىگرفتند و هنگام انجام دادن اعمال حج غذاى روغنى نمىپختند ، و شيرى اندوخته نمىكردند ، و ميان شيردهى و شيرخوارگانش مانع نمىشدند تا خود آن را رها سازند . مو و ناخنى نمىگرفتند و روغن استعمال نمىكردند و دست به زنان نمىبردند و خود را خوشبو نمىكردند و گوشتى نمىخوردند و در حج خود كرك و پشم و مويى نمىپوشيدند و لباس نوى بتن مىكردند و با نعلين خويش گرد خانه طواف مىنمودند و از نظر تعظيم پا روى زمين مسجد نمىنهادند و در خانه اى از خانه هاى مكه داخل نمىشدند و بسوى عرفات بيرون نمىرفتند و در مزدلفه ميماندند و در حال انجام مناسك حج در خيمه هاى چرمى ساكن مىشدند . حله - يعنى قبيله هاى تميم و ضبه و مزينه و رباب و عكل و ثور و قيس عيلان همه اش بجز عدوان و ثقيف و عامر بن صعصعه ، و ربيعة بن نزار همه اش و قضاعه و حضرموت و عك و قبيله هايى از ازد - در حال انجام مناسك شكار را حرام نمىدانستند و هر جامه اى را مىپوشيدند و غذاى روغندار مىپختند اما از در اطاق يا خانه اى وارد نمىشدند و تا محرم بودند در آن جاى نمىگرفتند . اينان روغن و عطر استعمال مىكردند و گوشت مىخوردند . پس هر گاه به مكه مىرسيدند پس از انجام مناسك ، جامه -

--> [ 1 ] ظاهرا كلمه حله ، زياد است چه حله را بعدا مىشمارد و بگفته ابن اسحاق كنانه و خزاعه به حمس ملحق شدند ( سيره ابن هشام ج 1 ص 216 ) و حله را براى آن حله گفتند كه اهل حرم و ساكن آن نبودند ، و حمس ( جمع احمس ) براى سختگيرى در كار دين به اين لقب ناميده شدند .